close
تبلیغات در اینترنت
.. .. به درخواست خود جونگهیون نامه خداحافظی اش با Nine9 منتشر شد
وسط
..

تبلیغات

    nex

درباره ما

    کره نیوز،جدیدترین اخبار بازیگران و خوانندگان کره جنوبی

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
.. nex

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2580
    کل نظرات کل نظرات : 161
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 174

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 332
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 1,163
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 85
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 468
    آي پي امروز آي پي امروز : 122
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 532
    بازدید هفته بازدید هفته : 5,683
    بازدید ماه بازدید ماه : 21,993
    بازدید سال بازدید سال : 142,415
    بازدید کلی بازدید کلی : 1,165,739

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.198.78.121
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : شنبه 01 اردیبهشت 1397

به درخواست خود جونگهیون نامه خداحافظی اش با Nine9 منتشر شد

به درخواست خود جونگهیون نامه خداحافظی اش با Nine9 منتشر شد

Ali:

به درخواست خود جونگهیون نامه خداحافظی اش با Nine9 منتشر شد💔

❄  ❄

 

به درخواست خود خواننده Nine9 این نامه را منتشر کرد. اعلام کرد که جونگهیون درباره عمیقترین و تاریکترین افکارش با او صحبت میکرده و سعی کرده او را نگه دارد و به خانواده اش هشدار دهد. او گفت که فکر میکرده که انتشار این نامه کار درستی نباشد ولی به درخواست خود جونگهیون که از او خواسته بود اگر در این دنیا نبود این نامه را منتشر کند تصمیم به انتشار ان گرفت.او فکر میکند که دلیلی داشته که این نامه را به او داده و قبول دارد که ممکن است مشکلاتی پیش اید ولی جونگهیون حتما تمام اینها را میدانسته و نامه را به او داده.او قبل از انتشار ان با خانوادا اش مشورت کرده وتصمیم گرفته که خواسته او را براورده کند.

 

(هشدار:ممکن است این نامه برای افراد خاص با مشکلات روحی نامناسب باشد)

 

من از درون اسیب دیدم.افسردگی ای که کم کم من را میخورد به طور کامل مرا قورت داده و از بین برده و نمیتوانم بران فائق شوم.

من از خودم متنفرم.من سعی کردم با خاطرات شکسته ام خودم را نگه دارم و به فریاد میزدم به خودم تا بتوانم خودم را کنترل کنم ولی هیچ جوابی نگرفتم.

اگر نمیتوانم درست نفس بکشم پس بهتر است که متوقف شود.

من از خودم پرسیدم چه کسی از من مراقبت خواهد کرد.

فقط خودم هستم.

من تنها بودم.

خیلی راحت است که بگویم همه چیز را پایان خواهم داد.

سخت است که پایان بدهم.

من تمام مدت با سختی زندگی کردم.

انها میگفتند من میخواهم فرار کنم.

درست است میخواهم فرار کنم.

از خودم.

از تو.

من پرسیدم که او کیست.من بودم.و من بودم.و بازهم من بودم.

میپرسیدم چرا مرتب حافظه ام را از دست میدهم.انها گفتند بخاطر شخصیت ام است.فهمیدم.دراخر همه چیز تقصیر من بود.

 

میخواستم کسی متوجه شود ولی هیچ کس متوجه نشد.هیچ کس مرا ندید برای همین حتی از وجود من هم خبر نداشتند.

پرسیدم چرا مردم زندگی میکنند.فقط.فقط.مردم فقط زندگی میکنند.

اگر بپرسم چرا مردم میمیرند فکر کنم انها میگویند چون خسته شده بودند.

من زجر کشیدم و نگران بودم.هیچ وقت یاد نگرفتم که درد هایم را به شادی تبدیل کنم.

درد درد است.

بمن گفتند اینجوری نباشم.

چرا؟حتی نمیتوانم همه چیز را انجور که دوست داشته باشم تمام کنم؟

بمن گفتند که پیدا کنم دلیل اسیب دیدنم را.

من بخوبی میدانم دلیلش را.من بخاطر خودم عذاب میکشم.همه اینها تقصیر من است چون من بد هستم.

دکتر،این چیزی است که میخواهی بشنوی؟

نه من هیچ کار بدی انجام ندادم.

وقتی دکتر با صدای ارام گفت که همه اینها بدلیل شخصیت من است با خودم فکر کردم دکتر بودن راحت است.

واقعا شگفت انگیز است حجم دردی که دارم میکشم.مردمی که بیشتر درد میکشند خوب زنده میمانند.مرد ضعیف تر از من خوب زنده میمانند.

شایدم نه.بین تمام ادمهایی که زنده اند هیچ کس بیشتراز من درد نکشیده و هیچ کس ضعیف تر از من نیست.

ولی انها گفتند که باید زنده بمانم.

از انها بارها پرسیدم چرا ولی این بخاطر من نیست.بخاطر شماست.

میخواستم بخاطر من باشد.

چیز هایی که معنی نمیدهد نگویید.فهمیدید چرا درد میکشم؟به شما دلیلش را گفتم.چرا درد میکشم.ایا درست نیست که انقدر درد بکشم بخاطر ان؟ایا اطلاعات دراماتیک تری نیاز دارم؟داستان بیشتری نیاز دارم؟

به شما گفتم چرا.به من گوش نکردید؟چیزهایی که میتوانستم ببرم نباید به زخم ختم میشد.

جای من نبود که با دنیا بجنگم.

زندگی من نباید برای دنیا شناخته میشد.

انها گفتند دلیل بیشتر درد کشیدنم این است.چون با دنیا جنگیدم.چون در دنیا شناخته شده بودم.چرا این را انتخاب کردم؟خنده دار است.

یک معجزه است که تا حالا دوام اوردم.

چیز بیشتری باید بگویم؟فقط بمن بگویید که سخت تلاش کردم

که تا اینجا دوام اوردم کار خوبی کردم.که سخت تلاش کردم.

حتی اگر موقع رها کردن و همراهی من نمیتوانی لبخند بزنی لطفا مرا سرزنش نکن.

من سخت تلاش کردم.

واقعا سخت تلاش کردم.

خداحافظ😭💔


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:13
برچسب ها : ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.. .. ..